کاغد پاره های افلاطون
ترجمه: کیومرث پارسای
Review

پیتر اکروید از نویسندههای مهم ادبیات انگلیسی است و این اهمیت او حداقل در دو وجه است: نخست اینکه نماینده یک ژانر مهم و جهانی است که تحت عنوان «فراداستان تاریخنگارانه» از آن نام میبریم
عنوان «فراداستان تاریخنگارانه» تقریبا معادل «رمان پستمدرن» است که بعد از دهه ۱۹۴۰ تا امروز عمدتا سعی در کنکاش تاریخ، درهم ریختن ژانرهای ادبی و فراادبی (مثلا تلفیق تاریخ، شعر، نمایشنامه، رمان و حتی مقاله در یک اثر واحد) و تشکیک در فهم و معرفت بشر داشته است
این «گونهآمیزی» در غالب آثار اکروید وجود دارد. وجه دوم اهمیت پیتر اکروید، تعدد ژانرها و تکثر آثاری است که تا امروز نوشته است
در رمان فوق برداشت میکنیم که رئالیسم و ناتورالیسم در حقیقت واقعگرا به معنای حقیقی کلمه نیستند بلکه جهت دارانه و متعصبانه یا متاثر از برداشت و جهانبینی نویسنده هستند. حتی نشان میدهد که مکتب رمانتیسم هم برآمده از عمق وجود نویسنده نیست، یعنی آن طور نیست که شعر و ادبیات به شاعر یا نویسنده الهام شده باشد، بلکه نویسندهها از متنها و نویسندهها و فلاسفه و مردمان تاثیر میگیرند، یعنی در حقیقت نوآور به معنای حقیقی کلمه نیستند، بلکه همه نویسندهها «تلفیقگر» هستند
این تاثیرات متنی به نظر اکروید به هیچ وجه بد نیست، بلکه ادبیات ماهیتا بینامتنی و تکرار شونده است و خود من هم معتقدم که ادبیات برتر، ادبیاتی است که مبتنی بر سنت ادبی پیشین و استعداد فردی باشد
رزرو کتاب